شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

برای نیما...

با توجه به تیتر، این پست قاعدتا باید برای نیما باشه اما هرچقد تلاش کردم که بتونم واژه ای و یا جمله ای بنویسم که بتونم خودم را در غم سنگینی که بر جان، دل، روح و روان نیما نشسته شریک کنم نتونستم

نیما...
برادرم...
خبر از دست دادن پدر بزرگوارتون واقعا منو متاثر کرد، اول صبح که رسیدم محل کار و گفتم سری به وب لاگ بزنم با دیدن پیامی که برام نوشته بودین واقعا متاثر شدم،از خداوند برای پدرتون آرامش و برای شما صبر و بردباری آرزو می کنم،روحشون در آرامش و بازماندگانشون امیدوار و برقرار.

واینکه شما خودت هم پدری، تکیه گاه یه زن و بچه های که چشم امیدشون به شماست، پس در برابر مشیت الهی صبر پیشه کنید چرا که مرگ برای همه ما اتفاق می افته و همه ما روزی در غم از دست دادن عزیزانمون دغدار میشیم اما زندگی متوقف نمیشه چون مرگ هم جزیی از زندگیه و کوچ از این دنیای فانی به سرای باقیه... بنابراین از شما خواهش می کنم صبور باشید تا روح پدرتون نیز در آرامش باشه چرا که بی قراری و بی تابی شما  باعث ناراحتی ایشون هم میشه...

در برابر خواست و مشیت الهی کاری از دستم برنمیاد جز اینکه از خداوند می خواهم ایشان را رحمت و به شما و خانواده گرامی صبر بدهد...




شادی روح پدر نیما صلوات...


[ دوشنبه 6 اسفند 1397 ] [ 08:39 ] [ دختری از جنس الماس ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات