شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

برای آزاده قشنگم...

معصوم عزیزم سلام
خوبی گل خانوم
ازاینکه بعد از مدتها اومدم و دیدم دوباره وبت سرجاشه خیلی خوشحال شدم
از اینکه باز می نویسی خوشحال شدم
خوشحال تر می شم کانال تلگرام بزنی و من هر روز متنهای بلند بلند بلند ازت بخونم
یا حتی به همون اندازه ی استوریهای واتساپت رو تو تلگرام بنویسی و بخونم
دوست مهربونم از تابستون تا این روزها و حتی تا پایان سال آینده ( ان شاء الله ) درگیر خانم خیاط شدنم
ان شاء الله جشن افتتاحیه مزونم در کنارمی از حالا وقت گرفتم برای دو سال دیگهها حواست باشه
دروغ نگفتم اگه بگم با تموم احوالپرسی نکردنم خیلی روزها به یادت بودم و هستم و گاهی پروفایلهاتو به هوای عکسی ازت چک کردم
و همین که چره همیشه مهربون و خندونت رو دیدم دلم شاد شده که خوبی
حتما منتظر دیدن نوشته هات تو صفحه اختصاصیت تو تلگرام هستم
خودم مشتری اول و آخرت می شم حتی اگه هیج کس نخواد
هر جایی موفق و سربلند باشی و یاد خدا
به خانواده مهربونت سلام برسون
خدانگهدارت باشه...


متن بالا کامنتی که آزاده، دوست عزیزم از شهر زیبای یزد نوشته، از دل کویر با شب های روشن و پرستاره اش... اگه بگم وقتی این متنو خوندم اشکم در اومد اغراق نکردم و اما جوابم برای آزاده قشنگم...

آزاده عزیزم، مهربان دوستم، نازنینم...منم خیلی خوشحالم که به شب های نقره ای سر زدی،این نشون از محبت و لطف بالای تو داره، درست مثل نیمای عزیز که سر می زنهاما کانال تلگرامی، خیلی بهش فکر کردم و به احتمال خیلی زیاد راه اندازی کنم، اما نه الان ،حداقل این ترم تموم شه بعدا، چون الان هم درگیر امتحانات پایان ترم 3 هستم، هم حجم کارم یه کم زیاده بهت قول میدم به محض اینکه فرصت بیشتری گیرم بیاد حتما اون کانال رو راه اندازی می کنم، دوست عزیزم تو واتس آپ ندارمت، اگه هستی بهم یه پیام بده تا بتونم به مخاطبینم اضافه ات کنم و بتونی استورهام رو ببنی...

خیاط خانم کی بودی؟ عزیزم، ان شاالله بسلامتی، به مبارکی، به دل خوش، تن درست، عالیه،حتما که هستم، حتما، حالا بگو ببینم برای مزونت اسم  هم انتخاب کردی؟ این خیلی عالیه که با برنامه ریزی رفتی جلو، من شک ندارم بهترین خیاط یزد که، ایران که بلکه کل جهان میشی، چون خیلی خوش سلیقه و هنرمندی، من مطمئنم خوشگل ترین لباس عروسا رو تو می دوزی، جذاب ترین کت و شلوار دامادی رو... آزاده عزیزم اون روزاصلا دیر نیست...

 راستی کار خونه اتون به کجا رسوندین؟
منم همیشه به یادت هستم و منم پروفایلت رو همیشه چک می کنم و وقتی مبینم با همسریت کنار هم هستین و با لبخند به من نگاه می کنید یه عالمه خوشحال میشم... ممنون ازاین هم ابراز لطف و محبت نازنینم...
 بزرگیتو می روسونم، تو هم به همسریت سلام برسون...

هنوزمزه ناهار اون روز زیر زبونمه...چقد چسبید... قول بده یه بار دیگه که اومدم خونه اتون همون ناهار رو برام درست کنی


[ سه شنبه 4 دی 1397 ] [ 08:50 ] [ دختری از جنس الماس ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic