شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

خاطرات رو نمیشه غیرفعال کرد

بوی پاییز میاد...امسال گویی پاییز عجله داره و زودتر از سالهای قبل خودنمایی می کنه...یاد شب های نقره ای افتادم و دوستانم از اول تا همین الان...یاد خاطراتمون...یاد ساعت های که می نشستم و مدام صفحه رو refreshمی کردم ببینم دوستانم پیام گذاشتن...یادش بخیر...چه روزهای...چه شب های...چه لحظات نابی رو که با هم گذروندیم...از وقتی شبکه های مجازی موبایلی متولد شدن، وب لاگ نویسی هم جای خودش رو داد اون شبکه ها از جمله اینستاگرام...تلگرام و خیلی چیزای دیگه...

شب های نقره ای 7 ماه غیر فعال بود...دوستانم سراغ گرفتن و دلیلش رو پرسیدم...جوابی نداشتم بدم و گفتم مدتی غیر فعاله...همون مدت شد 7 ماه...17 مراد امسال شب های نقره ای 5 ساله شد هرچند یادم بود ولی تولد براش نگرفتم...راستش انگار نوشتن هم یادم رفته؛ حوصله نوشتن ندارم اونم پست های طولانی هر چند یه عالمه حرف دارم اما محض نگفتنه انگار...

برای امروز کافیه...دوستتون دارم... به یادتون هستم، بودم و خواهم بود...






[ جمعه 16 شهریور 1397 ] [ 12:18 ] [ دختری از جنس الماس ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات