شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

اندک اندک می رسد فصل خزان

صبح این روزها، او  دیرتر از روزهای قبل دامن طلاییش را بر سر شهر پهن می کند و ساعتی باید منتظر بمانی تا نظاره گر لبخندش باشی...

 عصراین روزها، او زودتر از همیشه نگاه گرمش را از مردمان دیار ما می گیرد به مردمان دیار دیگری سلام می کند و لبخند می زند...


آری این روزها خورشید خانمِ آسمان شهر و دیارمان به ما یادآور می شود که پاییز در راه است...

نسیم خنک صبح گاهی و شامگاهی به ما نوید آمدن فصلی را می دهد که با خود هزاران خاطره دارد،خاطره روزهای اول مدرسه،خاطره خش خش برگ های زرد و نارنجی درختانی که روزی سبز بودند واکنون با شروع فصل خزان با وزش نسیمی خنک جلو چشمانمان به رقص در می آیند و پیش قدم هایمان جان می دهند...


پاییز در راه است و تمام نشانه های این روزهای آخر شهریور به ما می گوید: پاییز یعنی عده ای انتظار چشمانشان را به دستان من و تو( به دستان ما) گره زدند تا شاید دستانمان پلی باشد برای رسیدن آنها به مقصدشان...

آری پاییز در راه است،پاییز درس های زیادی به ما می دهد، پاییزبا مهر شروع می کند، پس ما نیز همراه با مهر پاییز،مُهر اجابتی باشیم بر آرزوهای دانش آموزانی که چشم انتظار همدلی من و تو(ما) هستند...

به امید روزی که همه مادران ایران زمین با اشک شوق و گل لبخند کودکان و فرزندان خود را راهی سفر علم و معرفت کنند و هیچ دانش آموزی بخاطر فقر و تنگدستی از این سفر باز نماند...

وعده ما جای جای سرزمینمان ایران... جشن عاطفه ها....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو اولین فرصت به کامنت های شما عزیزانم جواب میدم....


[ پنجشنبه 23 شهریور 1396 ] [ 19:05 ] [ دختری از جنس الماس ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات