شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

گفت: بی ذوق نیستم فقط بلدم تورو اونجوری که بلدم دوست داشته باشم

بهم نگو خیلی بی ذوقی!

کی اهمیت میده رنگِ لباست چیه و چرا با کیف و رژ لبت سِت نیست؟
 
اینکه موهات چتریه یا چرا وقتی هایلایت می کردی اون آرایشگرِ ناشی یه شاخه کمتر توی فویل گذاشت یا اینکه زیادی دکلره کرده به من زیاد مربوط نیست!

 من ساعت ها می تونم کنارت قدم بزنم، همه ی فروشگاه های شهر رو بگردیم برای اینکه اون لباس قرمزه رو پیدا کنی بخری، ولی تهِ همه‌ی "چطوره؟" پرسیدنات میگم "خوبه، بهت میاد "

ولی قرن ها در مورد قشنگی خنده هات حرف می زنم! پسِ هر بار شعر خوندنت قربون صدقه ت میرم! چشماتو همینجوری سیاه دوست دارم، حتی به طرز دیوانه واری عاشقِ اینم سین و شین کلمه هات میزنه :)

اگر یک روزی نباشم کدوم آرایشگرِ حرفه ای می تونه خنده هات رو با نمره چهار بزنه تا یاد من نیوفتی؟ کجا می تونن رنگ چشمات رو هایلایت کنن؟ کدوم فروشگاه می تونه ستِ "سین" زدنِ زبونت با لحنِ شعر خوندنت رو از مُد بندازه؟! ممکنه یه روز به آینه نگاه کنی و یاد من نیوفتی؟ گفتم که بی ذوق نیستم فقط بلدم تورو اونجوری که بلدم دوست داشته باشم که هیچکی نتونه اینجوری دوستت داشته باشه...

این متنو یکی برام فرستاده بود توی تلگرام؛خیلی خوشم اومد،خواستم با شما شریکش کنم، قرار نیست فقط غم ها، دلتنگی ها و گلایه ها با شما تقسیم بشه؛به همون اندازه که توی غم ها و دلتنگی ها شریک بودین توی حال خوب و خوش این روزام هم شریک هستین...





[ شنبه 27 خرداد 1396 ] [ 19:24 ] [ دختری از جنس الماس ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات