تبلیغات
شب های نقره ای - گیسِ گل زده

شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

گیسِ گل زده
جلو آینه قدی پشت در ورودی وایساده بودم و داشتم موهام رو شونه می زدم،تا اندازه ای بلند شدن،نزدیک به چهار سال میشه که کوتاه نکردم!دیگه توی مو گیر جا نمیشه و ازطرفی بدم میاد که مثل کوهان شتر پشت سرم باشه!چند وقتی میشه که گیسش می کنم...

در باز کرد و اومد کنارم وایساد،دست کرد تو موهامو گفت: از خر شیطون بیا پایین و موهاتو رنگ بزن خیلی سفید شده!خندیدم و گفتم،من یه تار این موهای سفید رو با هزاران تار موی رنگ شده عوض نمی کنم!چیزی نگفت! گفتم حالا بیا برام گیسش کن، البته مثل خواهرم از رو بباف نه از زیر! یه کم سختش بود گویی نمی تونست از رو ببافه! خلاصه به هر سختی بود گیس کرد و لابه لای گیس کردن هم یه چیزای زیر لب زمزمه می کرد!می گفت: دلم می خواد موهاتو رنگ کنی و بذاری بیرون،حیف این موها نیست که زیر چادر و روسری قایمش می کنی و....منم توی آینه بهش نگاه می کردم و می خندیدم!!

مامانم بارها بهم گفته: موهاتو رنگ کن،موهاتو بذار بیرون!گفته: من دلم می خواد تو مثل دخترای امروزی بگردی!اما دلِ خودم اینها رو نمی خواد،من ترجیح میدم توی دوره ای که ارزش زن به شدت پایین اومده و بیشتر زنان زیبایی های ظاهریشون رو در معرض دید همه میندازن من ساده اما متفاوت از بقیه باشم!

این روزها توی صفحه شخصی هر هنرمند، بازیگر، ورزشکار و خواننده ای که نگاه می کنی،می بینی که بی اهمیت ترین موضوع حجاب و پوشش زنان هست، می بینی مردان ما با کمال افتخار زیبایی های همسرانشون را در معرض دید عموم گذاشتن،می بینیم زنان هنرمند ما، زنان ورزشکار ما، زنان بازیگر ما و همسران ورزشکاران، هنرمندان و ... خیلی راحت و آزادانه با هفت قلم آرایش با حجاب نامناسب و گاها هم بدون حجاب خصوصی ترین چیزهای زندگیشون تا عمومی ترینش رو با دیگران به اشترک گذاشتن!! من کاری به دین و مذهب ندارم،حرف من اینه که پس ارزش زن چی میشه؟زنی که مادره! زنی که می خواد نسل آینده جامعه رو تربیت کنه!دلم می خواد زنده باشم و نسل آینده رو ببینم!

تو روزهای که آفتاب سوزان ماه دوم بهار سر ، صورت و دست رو می سوزنه و بلال می کنه،زنان شهر و دیار من،یه تکه پارچه بسیار نازک که نصفی از جلو آب رفته و نصفی از عقب رو سرشون میذران که بنظرم این نباشه سنگین ترن،گردن باز،لباس نازک با آستین های کوتاه،پاهای پرهنه بدون جوراب با ناخن های لاک زده و پابند انداخته توی خیابون های شهر رفت و آمد می کنن! خب عزیزِ من پوست خودت می سوزه،خودت به مرور زمان سرطان پوست می گیری!!

ای بابا اگر بخوام از وضعیت این روزهای جامعه امون بنویسم که از مثنوی هفتادمن رد میشه!فقط به همین بسنده می کنم که ارزش زن خیلی بیشتر از این چیزی هست که امروزه توی خیابون ها، توی فضاهای مجازی، تو کافی شاپ ها، توی رستوران ها و توی پارک ها می بینیم!! بخشی از این کم ارزش شدن تقصیر خونواده هاس، بخشی مربوط به مردان به عنوان شوهر و بخش عمده هم خود زنان مقصرن!!



فراتر از متن و سه تا نکته:

نکته اول: ممنون میشم این گزارش رو بخونید اینجا کلیک کنید

نکته دوم: دیدم به هرکی هم که می خوام فحش بدم!! میگه: از طریق تلگرام و واتس آپ بده، علی رغم میلی باطنیم دوباره این دو رو راه اندازی کردم!!

نکته سوم: دوستانم از طریق همین تلگرام و واتس آپ بهم خبر دادن که نمی تونن برای شب های نقره ای نظر بذارن! به ویژه از طریق گوشی!! من متاسفم از اینکه این مشکل پیش اومده، ولی نمی دونم چرا؟ ای کاش مدیران میهن بلاگ چاره ای اندیشه کنن!!





برچسب ها:یه نفر توی زندگی من هیچ وقت بخشیده نمیشه!! هیچ وقت...صرفا جهت اطلاع گفتم،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ] [ 19:00 ] [ دختری از جنس الماس ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه