شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

من به خدایی که آن بالاست عجیب معتقدم


بعد از تمام شدن یک رابطه جنگ واقعی تازه شروع می شود!روزهای اول روزهای نذر و نیاز است که الهی به دلش بیافتد و برگردد!اما چند وقت که می گذرد و خبری از برگشتن نمی شود وقتی می بینی طرفی که زد و شکسته و رفته دارد صاف صاف راه می رود و زندگی اش را می کند نفرین و ناله شروع می شود...

به گفته اطرافیان زمین گرد است، چوب خدا صدا ندارد و انعکاس رفتار هر کس به خودش برمی گردد...

مشاور اما تشخیص منطقی تر و بی رحمانه تری دارد: وابسته ای و مهر طلب و گدای محبت...

تو تحت تاثیر حرفهای مشاور سعی می کنی بیشتر تقصیر هارو به گردن بگیری، نقطه ضعف هایت را اصلاح کنی و در کنار این کارها خودت را قانع می کنی که طرف مقابلت را در ذهنت رها کنی و ببخشی...

اوضاع کم و بیش آرام و دلتنگ پیش می رود اما آدم زخمی آتش زیر خاکستر است....


در یک لحظه به بادی دوباره شعله ور می شود و... آدم زخمی آدم انتقام است...

همه این ها را گفتم که بگویم ما آدم های از عشق گذشته و به انتقام رسیده ایم...

به زبان نمی آوریم اما تشنه دیدن تقاص پس دادن دیگرانیم... حتی شاید خودمان هم این را ندانیم...

نمی شود گفت حق داریم یا نداریم....

به هر حال می توانیم بگذریم، می توانیم حقمان را بخواهیم...

فقط این را ببینیم که هر روز با این انرژی قدم برمی داریم!!

کاش آن ها هم بدانند آتشی که با آن دل کسی را می سوزانند بعید نیست به خودشان هم برسد(
پریسا_زابلی_پور)




ناشناس میگه:
چوب خدا!چوب خدا شاید همان بغضی باشد که دخترت سالها بعد می خورد وتو درعمق چشمانش خاطره تلخ رفتنت را می بینی! تو را نمی دانم اما من به خدایی که آن بالاست عجیب معتقدم!!




[ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 ] [ 17:52 ] [ دختری از جنس الماس ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic