شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

همه چی آرومه...

اینجا شیراز است...اینجا فصل هاجای خود را گم کرده اند...اینجا نه سرمایی است، نه بارانی!! برف که بودنش خیلی بعید است... گویی زمستان هم در اینجا به خواب زمستانی رفته است...

اینجا بلبلان همچون  بهاران آواز مستانه سر می دهند...اینجا به جای روشن بودن بخاری اتوبوس پنجره ها باز می شوند...اینجا مردم با لباس گرم بیگانه اند...شعله بخاری ها همچون شعمی در دل شب های تار می سورند!! کاش خدا به فراتر از ما آدم های اینجا نگاه کند...به دیگر مخلوقاتش...به درختان،جانوران، پرندگان... و... کاش بخاطر اینها به ما آدم ها رحم کند...

اینجا همه چی آرومه... من چقد خوشبختم!!! باز هم جای شکرش باقی است که شیراز تنها کلان شهری است که آلودگی ندارد و می شود از هوای بهارگونه زمستانش لذت کافی را برد...اما دلم غصه دارد برای نیامدن باران...برای آبی که دارد کم کم برایمان به یک کابوس تبدیل می شود...دلم برای بلبلان غزل خوانی که ممکن است آوازش به خاموشی بگراید...برای گل های نرگسی که امسال شاد و خرم نیستند و گویی یک پژمردگی خاص روی گلبرگ های افسونگرش نشسته است...برای لب های خشک شهرم...برای لب های ترک خورده استانم غصه دارم...کاش خدا کاری بکند...برای آسمانی که ابری می شود، بغض می کند و اما نمی تواند ببارد...اینجا زمین تشنه یک بوسه آسمان است...اینجا به دل زمین مانده که آسمان گوش چشمی به او داشته باشد...

زمستان جان از پاییز عزیز و هزار رنگ که آبی برایمان گرم نشد حداقل تو آبرو داری کن...


http://uupload.ir/files/usbd_236x388_1480578015860272.jpg



[ سه شنبه 7 دی 1395 ] [ 22:40 ] [ دختری از جنس الماس ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic