تبلیغات
شب های نقره ای - ناراحتی های سنگین دلم را باخنده ای بلند از سرزمین قلبم بیرون می کنم

شب های نقره ای

با یاد خدایی که همین حوالیست...کنار من و تو

ناراحتی های سنگین دلم را باخنده ای بلند از سرزمین قلبم بیرون می کنم
آنهایی که کمتر تو را می شناسند همیشه می گویند خوش به حالت؛ فکر می کنند آرامش تو و شادی ات نتیجه ى بی خیالی هاست! فکر می کنند تو بلدی دنیا را ندیده بگیری، به خیالشان می رسد بدی ها را حس نمی کنی؛ آنها فکر می کنند دیوار شادی تو به اندازه صدای خنده هایت بلند است!!

اما کسانی هستند که بیشتر می شناسنت، بیشتر در کنار تو بوده اند و یا عمیق تر تو را دیده اند، آنها می فهمند و می دانند که بدی های دنیا را خوب دیده ای!!

می بینند ناراحتی هایی را که روی دلت سنگینی می کند را بلدی با چند تا خنده ى بلند از سرزمین قلبت بیرون کنی...

آنهایی که تو را بیشتر بشناسند حساب نفس های سنگین شده ات را دارند و می بینند گاهی با ته مانده ى امید، تاریِ چشم هایت را پاک می کنی!

آنهایی که تو را بهتر می شناسند خوب می دانند همیشه قاعده ها بر عکس است!!آدم هایی که زیاد می خندند، زیاد نمی خندند!

 آنهایی که دوست زیاد دارند، دوست های کمی پیدا می کنند و آنهایی که می خواهند غمگین به نظر برسند غم های کوچک تری دارند!! قدر شادی را کسانی می دانند که قلب سنگین تری داشته باشند...(بابک حمیدیان)




بعضی ها؛ شبیه یک انجیر رسیده می مانند که یکهو از آسمان می افتند در دامن رنگ و وارنگ زندگی ات...آن قدر بی هوا که اصلا نمیدانی چه شد... چگونه شد.اصلا خودت را می زنی به کوچه علی چپ و از بودنش لذت می بری....

بعضی ها؛ شبیه عطر بهارنارنج هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت، نفس می کشی... آنقدر عمیق که عطر بودنشان را تا آخرین ثانیه ی عمرت در ریه هایت ذخیره کنی...

بعضی ها؛ شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارت. جانت را با جان و دل در هوایشان تازه می کنی...

بعضی هااصلا چرا باید از در و دیوار مثال بزنیم؟
 
بعضی ها، آرامش مطلقند، لبخندشانتلالو برق چشمانشان...

بعضی ها؛ بودنشان... همین ساده بودنشان... همین نفس کشیدنشان، یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه لبمان و من چقدر دوست دارم این بعضی ها را...(دوست خوب من، دختر بهار نارنج، دختر شهر عشق و دلدادگی تولدت مبارکعذرم را بپذیرتو خود می دانی که دیروز ار مراسم خاکسپاری یکی از همکاران جوانم برگشته بودم و امروز هم کلی برنامه خبری که باید پوشش می دادم....

دوستان عزیزم در صورت تمایل می تونید گزارشم رو از مراسم خاکسپاری همکار جوانمواینجا بخونید( شیرازه)





برچسب ها:زمینی شدن دوست؛آسمانی شدن همکار؛آبان ماه؛غروب یک جمعه و.....،
[ جمعه 14 آبان 1395 ] [ 18:10 ] [ دختری از جنس الماس ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه